شمال
اول بخاطر تاخیرمون از دوستامون معذرت میخاییم
آخه وقت نمیکنم بیام و عکسای قلقلی رو بزارم

و حالا اینم عکسای بردیا در شمال..
شنبه 16 شهریور با عمو علی بسمت نور راه افتادیم...



ظهر رسیدیم و نهارمونو خوردیم و رفتیم دریا شنا..


دوربین نبرده بودیم تا ازت عکس بندازیم.
اینم موقعی که از دریا برگشتی و خیسی




بعد از شنا بلال میچسبه..به به











اینم جوجه های امیرحسین و فرزانه که همسفر ما بودند



بردیا هم مثل همیشه در حال شیطنت ..مامانی هم در حال دویدن که تو چیزیت نشه














اینم از پارک جنگلی نور که رفتیم یه دور زدیم
















بردیا با بابایی و امیر حسین و فرزانه دارن میرن دریا آب بازی...









اون دو تا تیوپ هم امیر حسین و فرزانه هستن..


و اینم از رد پای بردیا که روی شن ها افتاد.




این هم رد پای بابایی در کنار ردپای بردیا. جونم.



این هم رد پای مامانی در کنار رد پای باباداود و بردیا جونم.



















به بردیا میگفتیم لالا کن
سرشو میذاشت رو شنها وقتی موج میومد زود بلند میکرد سرشو.








بردیا از دریا اومده هنوز از آب سیر نشده رفت شیلنگ و برداشت و آب بازی میکرد
اینم عکسای بردیا بعد از حموم..






















سه شنبه 19 هم برگشتیم بسمت خونه..









این سفر هم بسر رسید....



شمال
